به سرگرمی
تبلیغ متنی

تبلیغ لینک متنی شما

تبلیغ لینک متنی شما

تبلیغ لینک متنی شما

تبلیغ لینک متنی شما

تبلیغ لینک متنی شما

تبلیغ لینک متنی شما

  • خانواده
  • سلامت
  • بازی ریاضی
  • اموزش اشپزی
  • اخبار
  • پیامک عاشقانه
  • اخلاق سقراطی را به سبک هوش هیجانی تجربه کنید

    مجموعه : بازی ریاضی

    به سرگرمی : دنیای واقعی بر انبوهی ازتجربه ها بنیانگذاری شده است که بیشتر این تجربه ها همان تحقق خواسته ها یا عدم تحقق آرزوها و در یک کلمه ناکامی است. مهمترین عکس العمل ها در برابر دنیای واقعی گاهی از هیجان ها یی سرچشمه می گیرد که در اثر کامیابی یا ناکامی زاییده شده اند. این هوش هیجانی همانطور که از عنوانش پیدا است تا حدودی بر نوعی توانایی و دقت و دانستنی ها و منطق های خاصی استوار است که در اغلب موارد می توان به آنها دست یافت.
    عوامل و عناصر متعددی می توانند ما را در دست یابی به چنین منطق و دانستنی هایی یاری نمایند از جمله پیروی از دستورات معنوی و مذهبی، عقلانیت، مطالعه ی کتب و نوشتارهایی در این زمینه، دقت در زندگی افراد موفق و…اما هوش عاطفی یا همان هوش هیجانی بر عناصری استوار است که در ذهن و درون خود ما قرار دارد و آن هم عنصر “تخیل” یا “قدرت خیال پردازی” است. هر اندازه از قدرت خیال پردازی و تجسم وضعیت بیشتری برخوردار باشیم به همان اندازه از هوش هیجانی موفق تر و کارآمدتری برخوردار خواهیم شد.
    اما منظور از عنصر خیال یا همان خیال پردازی چیست؟ همه ی ما این سخن را شنیده ایم “هر آنچه را که برای خودت می پسندی برای دیگران هم بپسند و هر آنچه را که برای دیگران نمی پسندی برای دیگران هم نپسند”. این سخنی بسیار مهم و قانونی زرین در اصول اخلاقی است که اگر به دقت در بنیان آن نگریسته شود می توان زیر بنای هوش هیجانی را در این سخن نغز دید. در مواقعی که بر اثر رویدادها و تعامل با افراد هیجانی خوشایند یا ناخوشایند در ما بوجود می آید مهم این است که با قدرت تخیل و تجسم خود بتوانیم وضعیت روحی و روانی افراد را در لحظه نوع برخورد ما با آنها را مجسم نماییم یعنی با تجسم ذهنی و تخیل  بتوانیم تقریبا حدس بزنیم که نتیجه ی بروز هیجان ما بر ذهن و روان او چگونه خواهد بود و به زبان ساده تر بگویم بتوانیم خود را جای دیگران بگذاریم از طریق قدرت تخیل ذهنی…وضعیت روحی روانی او را در هنگام تعامل و برخورد مجسم نماییم،بنابر این قانون اخلاقی “هر آنچه که برای خود نمی پسندی…” به رعایت حال روحی و اجتماعی و روانی افراد می پردازد و افراد را فرا می خواند که موقع بروز هیجان و عکس العمل، نگاه و ذهن خود را معطوف نمایند به اینکه آیا برای خود می پسندی که با چنین هیجانهایی روبرو شوی که دیگران بروز می دهند.
    شاید به جرأت بتوان گفت که موتور محرکه ی هوش هیجانی همان میزان توانایی یادآوری قاعده ی اخلاقی مهم یعنی “هر آنچه که برای خود نمی پسندی…”آن هم درست در لحظه بروز هیجان های خوشایند و ناخوشایند. اما نکته ی مهم و اساسی در قضیه ی هوش هیجانی چیست؟ نکته ی اصلی این است که این قانون زرین اخلاقی، اول به تایید دین و وجدان و عقل بشری رسیده است و سپس همین “قانون زرین اخلاقی ” با یاری ذهن، به مثابه ی یک موتور محرکه، دل آدمی را به جنبش وامی دارد، خود دل نیز هیجان ها را به موقع و در مسیر صحیح به حرکت و تکاپو وادارد و دنیای واقعی ما به طرز انسان واری هدایت نمایند.
    سقراط یک زمانی معتقد بود که بین شناخت و اخلاق پیوندی ناگسستنی و حتمی بر قرار است اما بعدها این ایراد را بر دیدگاه او وارد نمودند که علت لغزش های اخلاقی، منشأ شناختی و جهل ندارد بلکه گاهی به سبب غلبه ی هوا و هوس یا هر عامل دیگری فرد دچار خطای اخلاق می شود. البته امروزه همه این دیدگاه را پذیرفته ایم که خطاها و رذیلت های اخلاقی همیشه به سبب مشکلات معرفتی و نادانی رخ نمی دهند اما اگر نیک بنگریم به حقیقت ایده ی سقراط میتوان جوهر ایده ی او را تا حدودی تایید نمود چون خود سقراط از نوعی شناخت حقیقی یا بصیرت همراه با فهم، سخن به میان می آورد و آن را اساس فضیلت های اخلاقی به حساب می آورد. با فهم جوهره و خصلت هوش هیجانی می توانیم این حقیقت را درک نماییم که خود هوش هیجانی بر اساس نوعی فهم و درک و ذکاوت در مواقع روبرو شدن با موقعیت های مختلف اخلاقی استوار است و از قضا اتفاقا همین درک و ذکاوت و دانستن است که می تواند در حکم نوعی  دانایی تلقی شود برای کسب فضایل اخلاقی یعنی تا چه اندازه از بصیرت و درک موقعیت (که خود متضمن نوعی شناخت و دانایی است)بر خوردار باشیم به همان اندازه اخلاقی زندگی می نماییم.
    البته نگارنده مدعی نیست که شناخت و بصیرت که سقراط اساس فضیلت اخلاقی می شمارد همان “هوش عاطفی” امروزین است اما خود هوش عاطفی حقیقتا در بطن خود نوعی شناخت و بصیرت را به همراه دارد که به نوعی می توان همزاد و نزدیک با دانش و فهم و بصیرتی به حساب آوردکه سقراط  آن را وارد عرصه ی فلسفه نمود. شناختی که مانع محکم و استواری در برابر انحرافات و ناساز گاری های اخلاقی است و همزمان هم در بزنگاه های حیاتی دیالوگی منسجم با هوش هیجانی را بر قرار می سازد. خود افلاطون هم که از زبان سقراط سخن میگوید عقل را در دراس امور و ناظر قرار می دهد تا بتواند عواطف و هیجان هایی مانند خشم و شادی و لذت را کنترل و مدیریت نماید.نکته ی مهم از قضا اینجا است.
    فراموش نشود همانطور که گفه شد ترکیب خود کلمه “هوش عاطفی یا هیجانی”هم در برگیرنده ی نوعی هوش و ذکاوت و تعقل است که سبب میشود هیجان ها مهار شوند. حقیقت مهم دیگر در مسئله ی هوش هیجانی و دانش منجر به اخلاق سقراطی میشود این است که در هر دوی آنها مدیریت و کنترل کننده ی هیجان ها و عواطف خود هیجانها نیستند بلکه باید عقل و یا دانش و یا گونه ای از هوش (ذات و ماهیتی غیر از خود هیجان و عواطف) باید آن ها را تحت سلطه در بیاورد و راهنما باشد و در غیر اینصورت سپردن عواطف و هیجان به خود هیجان ها نابودی یا شکست را به دنبال خود می آورد.
    مواقعی که در زندگی پیش می آیند ممکن است که سبب ایجاد هیجانها شوند و در اینجا نقش عقل نمایان می شود. تعقل و گو نه ای از هوش باید بتواند در اسرع وقت فضای پیش آمده را مجسم نماید که آیا هیجان ها را بروز بدهیم؟در صورت بروز هیجان و تحریک عواطف چگونه آن ها را مدیریت نماییم…هنگام دیدن گریه و اشک کودکی یتیم در زمان بحران، عقل و هوش و تعقل هیجانی به ما میگوید که با استفاده از موتور محرکه ی عواطف و هیجان به یاری آن بشتابیم اما هنگام مجازات عادلانه ی یک مجرم خطرناک نه تنها اشک نمی ریزیم و ترحم نداریم بلکه همان هوش هیجانی و اخلاق سقراطی ما را از ترحم و همدردی با او باز میدارد. شاید این مثال بتواند برای فهم مدعای بنده اندکی رسا باشد. به هر تقدید وقت آن است که با رشد هر چه بیشتر هوش هیجانی پلی بسازیم بسوی اخلاق سقراطی تا شاید به دنیای وصل شویم که معنا و معنویت خداپسندانه را در خود گنجانیده باشد.
    منبع

    روزنامه ایران/ نویسنده: کامل حسینی؛ لیسانس مطالعات اجتماعی

    • جوش صورت را با روش های طبیعی رفع کنید
  • تازه ترین ها
  • پربیننده های هفته
  • پربیننده های ماه